أبو الحسن الشعراني

501

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ . « 1 » مؤلف : براى آن گفت : هذا و اگرچه آفتاب مؤنّث است كه هنوز او را نشناخت ؛ چه اگر او را شناختى ، نگفتى : هذا رَبِّي . آن خواست كه هذا الطالع ربّي ؛ اين برآمده خداى من است . علّامه شعرانى : اين سخن صحيح نيست ، چون شمس در زبان عربى مؤنّث است و « هذا » هم در عربى اشاره به مذّكر و حضرت ابراهيم عليه السّلام عين اين كلمات را نگفت ، بلكه ترجمهء آنها را به زبان خود گفته بود و در تفسير طبرى گويد : خداوند تعالى « هذا » گفت با آن‌كه شمس مؤنث است به اعتبار هذا الطالع . « 2 » فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ . « 3 » مؤلف : چون او نيز فرو شد و كبر جرم و علوّ قدر او را حمايت نكرد از اين آفت ، بدانست كه هرچه از جنس او و بر شكل او باشد ، مثل او باشد . از همه روى برگردانيد و گفت : من بيزارم از هرچه مشركان آن را بدون او مىپرستند ، از همه تبرّا كرد . علّامه شعرانى : گروهى از محدّثين پندارند عقل را در دين به كار نبايد برد و اثبات حقّ تعالى و صفات او را از قول انبيا فرا بايد گرفت . و اهل كلام اين سخن را نمىپسندند ، گويند : تا خدا ثابت نشود و صفات او معلوم نگردد ، اصلا نمىدانيم پيغمبران پيغمبرند و در گفتار خويش صادقند يا نه . و مؤلف فرمايد : خود انبيا هم بايد معرفت و ايمانشان به خداوند تعالى به عقل باشد ، به عقل او را بشناسند ، آن‌گاه از روى عقل به صحّت وحى الهى يقين حاصل كنند . و ما گوييم : اگر نعوذ باللّه بر كافرى ملحد كه خداى را نشناسد ، جبرئيل نازل گردد و جملهء وحى به وى قرائت كند ، آن را حمل بر مرضى خواهد كرد در خود و گويد : خيالى باطل در گوش و چشم من متمثّل

--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 78 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 4 ، ص 467 . ( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 78 .